عربي ترجمه شده بود؛1 كتاب الاطوال و العروض تأليف موٴلفي ناشناس در سده‌ٴ دهم يا يازدهم و پيش از سال 1030م‌/421ه ق‌؛ القانون‌المسعودي بيروني (يازدهم ـ 1) در حدود 1030م‌/421  ق‌؛ بالاخره كتاب ابن صاعد مغربي (سيزدهم ـ 2). داده‌هايي كه از اين كتاب‌ها به‌دست مي‌آمد، عموماً مختلف و گاه اختلافشان چشم‌گير بود. ابوالفدا چندان امين است كه همه‌ٴ ارقام را داده‌، ولي مايه‌ٴ تعجب نيست كه به آنها اعتماد ندارد. به اشارات ديگري كه در بخش اخترشناسي به اين‌ موضوع كرده‌ام مراجعه كنيد.
اينك با شتاب بيشتري به ساير جغرافي‌دانان قلمرو مماليك مي‌پردازيم‌. هفت تن از آنان را مي‌شناسم كه آثاري در جغرافيا يا جهان‌شناسي (عجايب‌المخلوقات‌) نوشته‌اند. احمدالطيني‌ شخص ناشناسي است كه ممكن است همان محمدبن ابراهيم وطواط (سيزدهم ـ 2) باشد كه در سال 1318م‌/718 ه ق درگذشت‌. درهر حال‌، او دايرةالمعارفي در علوم طبيعي و جغرافيا نوشت‌ و كتابي با همين نام هم به‌او منسوب است و دمشقي بارها بدان اشاره كرده است‌. اگر هم اين‌دو شخص يكي نباشند، اين كتاب‌ها هردو يكي است‌. دمشقي كه تا 1326م‌/727 ه ق زنده بود، دايرةالمعارفي از همان نوع تأليف كرد كه بسيار معروف‌تر است و شايد بهترين تأليف در زمان‌ خودش باشد. اين كتاب كه نخبةالدهر نام دارد، گرچه از لحاظ رياضي بسيار ضعيف‌تر از كتاب‌ ابوالفداست‌، از جنبه‌هاي ديگر بسيار غني‌تر است‌.
نويري و ابن فضل‌الله عمري آثاري از نوع ديگر تأليف كردند كه معرف فرهنگ عصر مماليك است‌. آنان كتاب‌هاي حجيمي تأليف كردند كه نه تنها شامل مطالبي از قبيل مطالب‌ گردآوري شده در كتاب دمشقي بود، بلكه آگاهي‌هاي زيادي درباره‌ٴ اخلاق‌، سياست‌، تاريخ‌، زندگي‌نامه و ادبيات را دربرداشت‌. هدف آنان فراهم ساختن همه‌ٴ معلوماتي بود كه يك مدير يا خزانه‌دار در هر موقعيتي بدان نيازمند است‌، با توجه به اين‌كه نياز او تنها از لحاظ شغلي نيست‌، بلكه از لحاظ اعتبارش جنبه‌ٴ ادبي هم دارد. نويري كتاب نهايةالارب في فنون الادب و ابن‌ فضل‌الله عمري كتاب مسالك‌الابصار في ممالك‌الامصار را نوشتند. هنوز هيچ‌يك از اين دو كتاب‌، به‌علت حجم عظيمشان‌، تماماً چاپ نشده‌اند. چاپ آنها را، از روي تصحيح عالي احمد زكي‌پاشاي فقيد، دولت مصر بر عهده گرفته‌، ولي از هر كدام تنها بخش كوچكي تاكنون منتشر شده است‌. اگر چاپ كامل و مناسبي هم از اين دو اثر داشتيم‌، باز مقايسه‌شان در كل دشوار بود؛ در حال حاضر، تنها مي‌توان بنابر اقتضا، برحسب موضوعات معيني قياس كرد. يكي از


1 .اين كتاب و كتاب بعدي را دقيقاً به‌همان صورت كه ابوالفدا ذكر كرده است‌، نقل كردم و متن عربي چاپ رنو (ص 73 ـ 75/1840). رسم‌الربع‌المعمور احتمالاً ترجمه يا اقتباسي از جغرافياي بطليموس بوده و ممكن است همان كتاب كندي (نهم ـ 1) باشد، كه مسعودي (دهم ـ 1)، رسم‌المعمور من‌الارض ذكر كرده است‌ (بروكلمان 1، 210، 1898).